نخل و شمشیر
امروز دقیقا هفت روز از رفتن پدر و مادرم به حج میگذرد. روز پرواز وقتی برای بدرقه و خداحافظی به فرودگاه رفتم هواپیمای سعودی با رنگ سبز و نشان نخل و شمشیر توجه ام را خیلی به خودش جلب کرد.این نشان را بارها از شبکه های سعودی دیده ام ولی اولین باری بود که با خودم فکر کردم واقعا این نشان یعنی چه؟!نخل در عربستان امروز چه جایگاهی دارد؟!سرزمینی که امروز بیشترین تولیداتش نوشیدنی های رانی و شانی و سس فلفل گلوریاست و مردم و مسولینش بیشترین دغدغه شان نفت و سهام و برج سازی است آیا کسی نخل هم می کارد؟! حالا شاید بگویید نخل به چه دردی می خورد؟!پرسش من این نیست که به چه دردی می خورد،مسئله این است که وقتی چیزی برای کشوری نماد می شود باید بتوان در تمام جامعه نشانش را دید.در کشورهای عربی،امروز آیا شمشیرها جز برای رقص از نیام بیرون می آیند یا اسبها و شترهایشان که همگی نشان دلاوری وجنگاوری است جز برای مسابقات زیبایی یا سرعت استفاده می شوند؟باز شاید بپرسید آخر مگر کسی امروز با شمشیر و شتر هم می جنگد؟! نخیر ولی آیا با همان سلاح های امروزیشان تا کنون چنین کاری را برای دفاع از هم کیشان و هم زبانان خود کرده اند یا لا اقل جرات یک اظهار عقیده ساده را داشته اند؟! باز هم شاید بگویید بابا ولمان کن!!!!جنگ،جرات،دفاع،عزت و.... که چی؟!!همه ی اینها را گفتم که یک سوزن به آنان و یک جوال دوز به خودمان زده باشیم!خداوند نیاورد روزی را که مردمان سرزمینی به نمادهای کشورشان،به عقاید و رسومشان و یا به پرچمشان بی اعتنا و بی اعتقاد شوند وگر نه،در آن روز دیگر نه شمشیرها برقی دارند ، نه خورشیدها نوری و نه شیرها یال و کوپالی!

