تبليغاتX
پسر خوب

حی علی الجومونگ !

حی علی الجومونگ ! 

 

چند وقت پیش با دوستی به پارک رفته بودیم٬حدود ده دقیقه ای به اذان مانده بود که گفت پا شو بریم خونه.گفتم آخه هنوز چند دقیقه مونده به اذان٬خونه هم که نزدیکه٬همین که اذان بگن راه بیفتیم تمام نشده می رسیم خونه.قبول نکرد٬بالاخره حرکت کردیم به سمت خونه در طول این مسیر کوتاه مدام به خودم می گفتم یاد بگیر!! هنوز اذان نگفتن آقا می خواد برای نماز آماده بشه!همه ی جوانب رو پیش بینی می کنه که مبادا کاری پیش بیاد و نمازش چند ثانیه این ور اون ور بشه.خلاصه با هر قدم ایشان مراتب ارادت و اخلاص اینجانب به شخصیت معنویشان بیشتر می شد٬این مراتب با شتاب ثابت ادامه داشت و زمانی با یک سیر صعودی مواجه شد که شخص ایشان نماز سه رکعتی مغرب را پنج رکعت ادا کردند!! در این لحظه بود که اینجانب در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی بسیار شرمسار شدم و از درجات ایمان ایشان به شگفت آمدم و به احوال ایشان بسیار غبطه خوردم!

تصور بفرمایید بعد از آن نماز معنوی وقتی ایشان به سمت تلویزیون حرکت کرده و آن را روشن نمودند تا گویا برنامه مورد علاقه خود را تماشا بفرمایند،با صحنه فجیع پخش زنده فوتبال لیگ برتر انگلستان مواجه شدند،در آن لحظه اینجانب با آن حال نامناسب ایشان،از بین جملات حضرتش یک کلمه جومونگ را شنیدم و الباقی کلا مربوط به اعضای خانواده ی جناب ضرغامی و فوتبالیست های بی چاره انگلیسی می شد!

غفرالله ذنوبه و سترالله سیئاته!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:44 توسط پسر خوب |